
عید مبعث مبارک
سه شنبه 03/11/09
نبوده چون تو بشیری نبوده چون تو نذیری
نبوده با تو شبیهی نبوده با تو نظیری
تو دست شمس ببستی سر قمر بشکستی
تو را به سایه چه حاجت که نیری و منیری
به بازوان معزی شکسته عزت عزی
بتان نموده مکسر شکوه خیر کثیری
چه بوی دلکش و نازی چه عطر شامه نوازی
نبی عنبر و عودی رسول مشک و عبیری
گهی به عرشی و بالا گهی به فرشی چون ماه
گهی به شهپر جبریل و گه میان حصیری
به گمرهان بیابان نشان روشن راهی
مسیر هرچه دلیلی دلیل هرچه مسیری
بسان ساحل دریا سوال هرچه غریقی
شبیه قطره ی باران جواب هرچه کویری
ستون محکم کسری نوشته ناکس و کس را
که نامه ای ننوشته چنان تو هیچ دبیری
کدام مثل کدام و کدام فخر کدام است
فقیر فخر تو گردیده یا تو فخر فقیری؟
تویی که کرده تجلی خدا به سینه صافت
زبس که آینه روحی ز بس زلال ضمیری
هم از تبار محبت هم از سلاله ی رحمت
پیام آور صلحی و بر سلام سفیری
کجاست نایب لایق که جانشین تو گردد
علی مگر که بیاید تو را رسد به وزیری
علی که راه ندارد بر او هراس و جهالت
علی که کفر ندارد از او گریز و گزیری
همو که شکل و شبیهش ادب ندیده فصیحی
همو که مثل و نظیرش عرب ندیده دلیری
همو که بسته لب ما “بما اقل و دل"ش
همو که باک ندارد ز هیچ امر خطیری
همو که گفته طبیبش به وقت سجده درآرید
اگر زدند ز غفلت براو ملاحده تیری
بریز باده ی رحمت به جام شیعه که چشمش
بود به دست تویی که خم شراب غدیری
پر از شعوری و شوری شفیع حشر و نشوری
قسیم ناری و نوری به فضل و جود شهیری
امین مذهب نوری امیر لشکر شوری
امینی و چه امینی؟ امیری و چه امیری
به مومنان به تشفّی به کافران به تجافی
تو صلح آتش و آبی تو جمع تیغ و حریری
تو را به تیغ چه حاجت که با کمند نگاهت
همه یلان جهان را گرفته ای به اسیری
مران مرا ز سرایت هَلا تویی که برایت
به زیر سایه ی طوبی خدا نهاده سریری
نشسته ایم به صف تا درآیی از در محشر
کز این جماعت از پا فتاده دست بگیری
ز من که عدت و عذری جز این قصیده ندارم
فغان اگر مپسندی دریغ اگر مپذیری
محمدرضا طهماسبی

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ
جمعه 03/10/07
الكوثر
قرآن گشودم آیهی محشر بیاورم
میخواستم که سورهی کوثر بیاورم
من کیستم زفاطمه سر در بیاورم
باید کسی شبیه پیمبر بیاورم
هنگام وصفت عقل مرا ترک میکند
معراج رفته شأن تو را درک میکند
با نور تو زمین شَرف آسمان گرفت
چل روز مصطفی ثمری بیکران گرفت
پا بر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت
تا آمدم بگویم زهرا زبان گرفت
گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت
مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت
مادر سلام، گوشهی چشمی به ما کنید
مادر سلام، درد مرا هم دواکنید
با این امید در زده ام تا که وا کنید
لطفی به این اسیر یتیم گدا کنید
حالا اگر چه چادر تو وصله دار هست
من سائلم همیشه برایم انار هست
یا آیه آیه آیهی خود ((هل اتی)) کنی
یا از کرم لباس عروسی عطا کنی
چادر امانتی بدهی تا چها کنی
یک قوم را به نور خدا آشنا کنی
دنیا تو را نخواست که اینقدر زشت شد
خاکی که زیر پای تو آمد بهشت شد
دنیا تمام ظلمت و تو مأورای نور
با تو کم است فاصله تا انتهای نور
همسایه ات اگر که شده آشنای نور
این بوده است از برکات دعای نور
در آسمان نور چه بدری ،شبیه توست
در سال یک شب است که قدری شبیه توست
در خانه عطر سیب تو از بس جمیل بود
یادآور بهشت خدای جلیل بود
سرچشمه ی وضوی تو از سلسبیل بود
جاروی خانه ی تو پر جبرئیل بود
دنیا به پای مهر تو از شرم آب شد
آبی که گشت مهرییهی تو گلاب شد
آنکه تورا به جمله ی لولاک می شناخت
درک تورا فراتر از ادراک می شناخت
پرواز را چه کس بجز افلاک می شناخت
بانوی آب را پدر خاک می شناخت…
نام پدر همیشه به دنبال مادر است
خیر العمل محبت زهرا و حیدر است
مجید تال
💡 در ایتا ما را دنبال کنید👇
••✦•┈┈┈••❅✾❅••┈┈┈•✦••
#تاریخپژوه_خلّاق| عضو شوید👇
🆔@tarikhpajooh

إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ اَلْأَخْلاَقِ.
یکشنبه 03/07/01
به مناسبت ولادت دُردانه عالم وجود، ترجمان حقیقی اشرف مخلوقات، پیامآور محبت و حلقه اتصال مُلک و ملکوت
🍃🌸معنای زندگی🌸🍃
فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش سخنرانی وی خود را به پايان رساند :
آیا كسی پرسشى دارد؟
یکی از شاگردانش به نام “رابرت فولگام” نویسندۀ مشهور در بین حضار بود و پرسید: جناب آقای دكتر پاپادروس، معنی زندگی چیست؟
بعضی از دانشجویان خندیدند!
اما پاپادروس، دانشجویان خودرا به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت:
موقعی كه بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی میكردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم. بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ، گِردش كردم.
همین آینهای كه حالا در دست من است و ملاحظه میكنید. سپس بهعنوان یک اسباببازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندن نور خورشید به هر سوراخ و سنبه و درز و شکاف كمد و صندوقخانه و تاریکترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمیرسید. از اینكه با كمک این آینه میتوانستم ظلمانیترین نقاط در اجسام و مکانهای مختلف را نورانی كنم بهقدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.
*در واقع، بازتاباندن نور به تاریکترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود. آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار میشدم آن را از جیبم در میآوردم و به بازی همیشگی خود ادامه میدادم.
بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود، بلکه استعارهای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.
بعدها دریافتم كه من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است و تنها در صورتی تاریکترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.
من تکهای از آینهای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن آگاهى چندان درستی ندارم. با وجود این، هرچه كه هستم، میتوانم نور را به تاریکترین نقاط عالم، به سیاهترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم و سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم. شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند. بهطور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی من است.
دکتر پس از پایان درس، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن میتابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت :
به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست، مهر ببریم .
به جایی که جنگ هست، صلح ببریم .
و ….
*این معنای زندگیست*

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب / صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب
جمعه 03/06/16
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
حلول ماه ربیع الاول
و ظهور ایثار و از خودگذشتگی امیرالمومنین علی السلام
در لیلة المبيت بر همه شما شیعیان حضرت مبارک💐
نزول آیه شراء
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
آیه 207 سوره بقره
برتری ایثار علی(ع) بر تسلیم اسماعیل
سید بن طاووس ایثار و خوابیدن امام علی در بستر پیامبر(ص) را با تسلیم اسماعیل فرزند ابراهیم نبی، در ماجرای ذبح مقایسه کرده است. از نظر او ایثار امام علی از تسلیم اسماعیل برتر است؛ چراکه اسماعیل آماده بود تا به دست پدرش ذبح شود؛ اما امام علی(ع) خود را برای کشتهشدن به دست دشمنانش آماده کرده بود.
گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی
و محمد خود او بود و نفهمید کسی
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی بن ابی طالب(ع)

اکنون را دریاب
چهارشنبه 03/03/09
حسرت گذشته را نخور..
علامه حسن زاده: مگذارید حسرت اوقات گذشته زندگانی گریبان گیرتان شود.
از لحظه لحظه عمرتان جرعه جرعه معرفت بجویید و بنوشید.
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ
آیه 23 سوره حدید

و اندر دل آتش درآ؛ پروانه شو، پروانه شو.
شنبه 03/02/29
درست زمانی که کرم ابریشم گمان می کرد که
زندگی اش تمام شده
و فشار پیله در حال خفه کردن اوست.
پیله گشوده شد
و شروع به پرواز کرد.
سختی های ما مثل پیله اند.
و وجودشان برای تکامل لازم است…
قفلی بُوَد میل و هوا؛ بنهاده بر دلهای ما.
مفتاح شو؛ مفتاح را دندانه شو؛ دندانه شو.
بِنْواخت نورِ مصطفی، آن اُستُنِ حنّانه را؛
کمتر ز چوبی نیستی؛ حنّانه شو؛ حنّانه شو.
مولانا دیوان شمس غزل2131

به مناسبت هفته تعلیم و تربیت
پنجشنبه 03/02/20
دهاتی گفت: ما چون سواد نداریم فکر می کنیم
شهید مرتضی مطهری
هنر فکر کردن چیزی است که در این زمانهی بمباران اطلاعاتی بیش از پیش محتاج آن هستیم.

هشتم شوال تخریب حرم چهار امام معصوم(ع) در جنت البقیع
چهارشنبه 03/01/29
📜 تاریخچهی تخریب حرم بقیع
📝 ظلم و جسارت وهابیت به آستان مقدس آلالله صلوات الله علیهم اجمعین
🔸 وهابیان دو بار، ابتدا در ۱۲۲۰ق و سرانجام در ۱۳۴۴ق با اتکا به فتوای ۱۵ تن از مفتیان مدینه، مبنی بر ممنوعیت اجماعیِ ساختن بنا بر روی قبور و لزوم تخریب قبور، به ویران کردن اماکن و بقعههای بقیع پرداختند.
⚔️در سال ۱۲۲۰ق، وهابیان پس از یک سال و نیم محاصره و در نتیجه شیوع قحطی در مدینه، شهر را به دست گرفتند.(پیش از آن شهر مدینه در تصرف عثمانیها بود)
بنابر منابع موجود، سعود بن عبدالعزیز، پس از تسلیم شدن مدینه، همه اموال موجود در خزانههای حرم نبوی را توقیف کرد و همچنین دستور ویران کردن همه بناها و گنبدهای مدینه و از جمله قبرستان بقیع را صادر کرد.
بر همین اساس، بارگاه چهار امام شیعه و همچنین گنبد منسوب به حضرت فاطمه(س) که بیت الاحزان خوانده میشد، در حمله نخست وهابیان در سال ۱۲۲۰ق از میان رفت، و یا دچار خسارت جدی شد.
♨️ پس از این رخداد، دولت عثمانی، لشکری را برای تصرف مدینه و بازپسگیری آن از وهابیان فرستاد و در ذیالحجة ۱۲۲۷ق، حکومت بر مدینه را پس گرفت. بر همین اساس، محمود دوم، سیامین سلطان عثمانی، در سال ۱۲۳۴ق دستور بازسازی بارگاهها را صادر کرد.
🗡⚔️ وهابیان بار دیگر در صفر ۱۳۴۴ق به مدینه حمله کردند. در این حمله، خسارتهایی به حرم نبوی و اماکن مذهبی وارد شد.
هفت ماه بعد، در رمضان ۱۳۴۴ق، شیخ عبدالله بن بُلَیهد (۱۲۸۴-۱۳۵۹ق) که از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵ق، قاضی القضات مکه بود، وارد مدینه شد و با استفتائی از مفتیان مدینه، حکم تخریب قبور را دریافت کرد. بدین ترتیب در ۸ شوال ۱۳۴۴ق، بقعههای بقیع تخریب شد.
بر اساس اسناد موجود، پس از تخریب، ملک عبدالعزیز، پادشاه عربستان، در نامهای به تاریخ ۱۲ شوال ۱۳۴۴ق خطاب به عبدالله بن بلیهد، اقدامات وی در این باره را تحسین کرد.
” وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ”
#تاریخپژوهیفاطمهالزهرا(س)

حکمتی از نهج البلاغه
شنبه 03/01/18
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : قَليلٌ تَدومُ عَلَيهِ ، أرجى مِن كَثيرٍ مَملولٍ مِنهُ
امام على عليه السلام : عمل اندك كه بر آن مداومت ورزى،
از عمل بسيار كه از آن خسته شوى اميدوار كننده تر است.
نهج البلاغه حکمت 278

ماه شعبان
جمعه 02/12/18
روزه ماه شعبان
مَنْ صَامَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا مِنْ صِيَامِ شَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ.
🌻امام رضا(ع) فرمودند:
كسی كه سه روز از ماه #شعبان را روزه بدارد و به ماه #رمضان متصل نمايد خداوند برای او روزه دو ماه پی در پی را می نويسد.
📚شیخ صدوق، خصال، ج۳، ص